به من گفتی که دل دریا کن ای دوست!همه دریا از آن ما کن ای دوست!دلم دریا شد و دادم به دستتمکش دریا به خون، پروا کن ای دوست!کنار چشمه ای بودیم در خوابتو با جامی ربودی ماه از آبچو نوشیدیم از آن جام گواراتو نیلوفر شدی، من اشک مهتابتن بیشه پر از مهتابه امشبپلنگ کوه ها در خوابه امشببه هر شاخی دلی سامون گرفتهدل من در تنم بیتابه امشببه من گفتی که دل دریا کن ای دوست!همه دریا از آن ما کن ای دوست!دلم دریا شد و دادم به دستتمکش دریا به خون، پروا کن ای دوست!کنار چشمه ای بودیم در خوابتو با جامی ربودی ماه از آبچو نوشیدیم از آن جام گواراتو نیلوفر شدی، من اشک مهتابتن بیشه پر از مهتابه امشبپلنگ کوه ها در خوابه امشببه هر شاخی دلی سامون گرفتهدل من در تنم بیتابه امشببه من گفتی که دل دریا کن ای دوست!همه دریا از آن ما کن ای دوست!دلم دریا شد و دادم به دستتمکش دریا به خون، پروا کن ای دوست!کنار چشمه ای بودیم در خوابتو با جامی ربودی ماه از آبچو نوشیدیم از آن جام گواراتو نیلوفر شدی، من اشک مهتابتن بیشه پر از مهتابه امشبپلنگ کوه ها در خوابه امشببه هر شاخی دلی سامون گرفتهدل من در تنم بیتابه امشبسیاوش کسرایی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس اسدیپور
برچسب:
نویسنده: آرتمیس اسدیپور